بهبود روابط عاطفی

همه ما از موجودات، اشیا و یا موقعیت‌های مختلف می‌ترسیم. این ترس‌ها حقیقی و برای حفظ سلامت و بقای ماست اما هرگاه این ترس مکرر یا دائمی، شدید و غیرمنطقی شود و باعث احتراز یا اجتناب از موقعیت یا اشیای خاص شود، فوبیا نامیده می‌شود.

روانشناسان بر این باورند که تفاوت مشخصی میان ترس و فوبیا وجود دارد.

ترس یک پاسخ طبیعی به محرک‌های زیان‌‍آور و یا تهدیدآمیز است. این پاسخ در جانوران برای حفظ حیات انجام می‌گیرد و در انسان به عنوان موجودی با زندگی اجتماعی، علاوه بر حفظ حیات برای حفظ موقعیت‌های اجتماعی و خانوادگی، در اشکال متفاوتی ظاهر می‌شود. فوبیا بسیار مشابه ترس است اما یک تفاوت اساسی میان این دو وجود دارد: فوبیا می‌تواند نسبت به محرک‌های بی‌ضرر باشد یا در قبال محرک‌های مضر، میزان ترس و وحشت به قدری زیاد باشد که زندگی فرد را مختل کند.

به عنوان مثال بسیاری از مردم از عنکبوت می‌ترسند، اما کسانی که فوبیا دارند، با این نگرانی اشتغال ذهنی دارند و انرژی زیادی مصرف می‌کنند تا از برخورد با عنکبوت دوری کنند و حتی از مکان‌ها و موقعیت‌هایی که ممکن است عنکبوت وجود داشته باشد، اجتناب می‌کنند. فوبیا با استرس بیشتری نسبت به ترس همراه است و به همین علت باعث اختلال در زندگی روزمره فرد می‌شود.

فوبیا به چند دسته تقسیم می‌شود:

  • فوبیای خاص نسبت به شی یا موجود خاص، مثل فوبیای مکان بسته یا فوبیای دندانپزشک
  • فوبیای مکان‌های باز (Agoraphobia) که فرد در آن نسبت به به مکان‌های عمومی و شلوغ دچار ترس و اضطراب می‌شود
  • فوبیای اجتماعی (اختلال اضطرابی اجتماعی) که فرد با قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی خاص دچار آن می‌شود.

نوع اول و دوم فوبیا مشخص‌تر از نوع سوم است و اغلب فرد مبتلا از آن آگاه است، اما نوع سوم بسیار پیچیده است و با وجود آنکه زندگی افراد را مختل می‌کند، بسیاری از ابتلا به آن آگاه نیستند.

 

هرچند مشخصات کلی فوبیا اجتماعی برای اول بار در زمان بقراط تعریف شده بود، اما این اصطلاح را نخستین بار ژانت در سال 1903 در توصیف بیمارانی بکار برد که هنگام صحبت کردن، نواختن ساز یا نوشتن دچار ترس می‌شدند.

فوبیا اجتماعی نوعی اختلال اضطرابی است که باعث ترس نامعقول و بیش از اندازه از شرمساری یا تحقیر در مناسبات اجتماعی می‌شود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، در برقراری ارتباط با دیگران، دوست یابی، سخنرانی و اجرا در مقابل جمع دچار مشکل هستند. آنها متوجه این مساله هستند که ترسشان بدون علت و منطق است، اما در مقابله با آن ناموفق هستند. این اختلال با خجالتی بودن کاملا متفاوت است، چرا که خجالت احساسی گذرا است اما فوبیا اجتماعی ترسی پایدار است که زندگی فرد را مختل می‌کند.

دلایل ابتلا به فوبیای اجتماعی چندان مشخص نیست، اما سه عامل اصلی برای آن برشمرده شده است:

  • وراثت: فوبیا اجتماعی همانند سایر اختلالات اضطرابی می تواند ریشه وراثتی داشته باشد. هرچند مشخص نیست این اختلال چقدر به واسطه وراثت و چقدر تحت تاثیر محیط است.
  • فعالیت مغز: همانند تمامی اختلالات روانشناختی، فعل و انفعالات مغز نقش مهمی در بروز فوبیا اجتماعی بازی می‌کند. به عنوان مثال پرکاری در ناحیه آمیگدال (بخشی از سیستم لیمبیک که در یادگیری، حافظه احساسات نقش مهمی دارد)، فرد را بیشتر مستعد اختلالات اضطرابی مانند فوبیا اجتماعی می‌کند.
  • محیط: عوامل محیطی در ایجاد این اختلال نقش دارند، تجربیات نامناسب زمان کودکی، معلولیت جسمانی و همچنین قرار گرفتن در کنار افرادی که دچار این اختلال هستند در ایجاد و پیشروی آن نقش دارند.

فوبیای اجتماعی علائم مختلفی دارد که هم بصورت فیزیولوژیک و هم بصورت رفتار بروز می‌کند. تهوع، تعرق بیش از اندازه، لرزش یا تکان دادن دست و پا، مشکل تکلم، سرگیجه یا سبکی سر، تپش قلب و خشکی دهان از جمله علائم جسمانی آن است.

علائم روانی می‌توانند شامل نگرانی طولانی و شدید از موقعیت‌های اجتماعی خاص و اجتناب از آنها و نگرانی عمیق از قضاوت دیگران در مورد خود باشد. این افراد معمولا خودمنتقد و کمال‌گرا هستند. آنها ممکن است برای احترازهای از برخی موقعیت‌ها یا شرایط اجتماعی در مشاغلی کار کنند که به توانایی بسیار کمتری از قابلیت‌های آنها نیاز دارد و در برخی موارد ممکن است افکار خودکشی داشته باشند.

فوبیای اجتماعی یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است و درصد قابل توجهی از افراد در جوامع مختلف دچار آن هستند، اما عدم آگاهی از اینکه این اختلال نیازمند شناسایی و درمان است، مانع مراجعه آنها به پزشک و روانشناس می‌شود. اگر شما هم دچار علائم فوق هستید با پزشک یا روانشناس مشورت کنید.

منبع


بُلَندی‌هَراسی یا ترس از ارتفاع یا آکروفوبیا (انگلیسی: Acrophobia) یکی از انواع هراس‌های ویژه است که شامل ترس از ارتفاعات می‌شود. این نوع ترس در صورتی که فرد را دچار وحشت یا اختلال هراس کند می‌تواند خطرناک باشد. خوشبختانه ترس از ارتفاع درمان‌پذیر است و بیشتر افرادی که به دنبال درمان هستند می‌توانند به‌طور کامل بر ترس‌های خود غلبه کنند.ترس از ارتفاع بعد از ترس از عنکبوت رایج‌ترین فوبیا در انگلستان است. طبق تحقیقات، چهارده درصد از مردم انگلیس آکروفوبیا دارند و در زنان بیشتر از مردان است.

تعریف

  1. فکر کردن به شرایطی که طی آن فرد در بلندی قرار دارد و در صورت نبود کمک احتمال افتادن وی وجود دارد، یا تماشا کردن فردی در چنین شرایطی، افراد مبتلا به ترس از ارتفاع را دچار اضطراب می‌کند.
  2. همچون در سایر فوبیاها یا هراس‌ها، فرد کاملاً متوجه غیرمنطقی و نامعقول بودن ترس خود است، ولی با این وجود نمی‌تواند بر آن غلبه کند.
  3. در صورتی که فرد در شرایط استرس‌زا (بلندی) قرار بگیرد دچار اضطراب و ترس شدید می‌شود. ممکن است او برای مقابله با این حالت از روش‌های ضدهراسی استفاده کند، همچون پوشیدن لباسی خاص، به همراه داشتن وسیله‌ای خاص یا حضور داشتن فردی دیگر.
  4. با وجود این، این افراد تا ممکن است از مواجهه با چنین شرایطی پرهیز می‌کنند، به‌طوری‌که ممکن است در زندگی شخصی یا اجتماعی آن‌ها تأثیر منفی داشته باشد.

به‌طور کلی، هر کسی ممکن است چنین علایمی را از خود نشان دهد، اما فرد تنها در صورتی بیمار شناخته می‌شود که این ترس زندگی روزانه و خانوادگی او را مختل کند.

علائم ترس از ارتفاع

اگر ترس از ارتفاع دارید، ممکن است هرگز علائم سرگیجه را تجربه نکنید. در عوض هنگامی‌که در ارتفاع هستید، احساس ترس کنید و به‌طور غریزی دنبال چیزی بگردید که به آن بچسبید، چراکه نمی‌توانید تعادل خود را حفظ کنید. واکنش‌های رایج این نوع ترس عبارت‌اند از: سریع پایین آمدن، حالت خزیدن به خود گرفتن، به زانو درآمدن یا خم‌کردن بدن. از لحاظ احساسی و جسمی، واکنش به اکروفوبیا شبیه واکنش به دیگر ترس‌هاست. در این نوع ترس ممکن است شروع به لرزیدن، تعریق، تپش قلب، گریه یا حتی فریادزدن کنید. احساس وحشت و فلج‌شدن کنید و حتی قدرت تفکر را نیز از دست بدهید. اگر به اکروفوبیا مبتلا هستید، احتمالاً از موقعیت‌هایی که باعث می‌شود زمانی در ارتفاع باشید نیز وحشت دارید. برای مثال نگران باشید که در تعطیلات آینده به اتاق هتلی می‌روید که در طبقه? بالا قرار دارد یا از تعمیر خانه به دلیل ترس از نردبان صرف‌نظر کنید یا حتی از رفتن به خانه? دوست‌تان به‌خاطر داشتن بالکن یا قرار داشتن پنجره‌ای بالای پله‌ها امتناع کنید.

درمان

  1. دارودرمانی که معمولاً از هورمون کورتیزول اغلب به صورت قرص برای درمان استفاده می‌کنند.
  2. رفتاردرمانی شناختی یا مواجهه‌درمانی (حساسیت‌زدایی) که فرد را به‌تدریج با موقعیت‌هایی که دچار اضطراب می‌شود روبه‌رو می‌کنند تا متوجه ترس غیرمنطقیِ خود شود. این یک درمان بسیار مؤثر برای بلندی‌هراسی است. متخصصان بیمار را در مواجهه با عامل ترس قرار می‌دهند و تلاش می‌کنند تا ترس را مرحله به مرحله کاهش دهند. در موارد بلندی‌هراسی، به بیماران تمرین‌هایی مانند بالارفتن از پله داده می‌شوند. متخصص باید بداند که فرد چرا و چگونه دچار ترس می‌شود. در طی جلسات منظم، پزشک باید به‌تدریج ارتفاع را افزایش و درجه? ترس را کاهش دهد.
  3. غلبه بر هیجانات خود.
  4. بستن چشم‌ها و کشیدن یک نفس عمیق.

اشخاصی که "اعتماد به نفس" بالایی دارند، ارزش خویش را برای دوست داشتن سایرین و مورد علاقه واقع شدن از طرف آنان حفظ میکنند . خویش را لایق توجه دانسته و سایرین را هم مورد توجه قرار می‌دهند . صحبت های سایرین را می شنوند. ارزش خویش را برای شناخت خویش و اطرافیان حفظ میکنند .

این جمله را بخاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خویش دست بر ندارید و به سادگی خویش را بازنده تلقی نکنید.

 

1- نخستین گام در موفقیت« خودشناسی» است.

اول تلاش کنید شناخت درستی از خویش و خصوصیت های اخلاقی و شخصیتی خویش کسب کنید و باتوجه به این که هیچ کس کامل نیست، درصورتی که ایرادی یا مشکلی دارید که خویش به تنهایی قادر به پیدا کردن راهکار مناسبی برای مقابله با آن نیستید و فرد قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهید.


2-  برای این که از خودتان بیرون بیایید، از همسر یا دوستی صمیمی سوال کنید امروز چه کاری میتوانید برایش انجام دهید.

 

3- بدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خویش را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به برترین نحو انجام پذیرد.

در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید، داشتن وجدان کاری، دقت و کوشش باشد. با انتخاب این الگو، حتی درصورتی که به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی اسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد گردید.

 

4- به باشگاه بروید. اثرات روانی ورزش سبب ایجاد احساس خوبی در شما میشود .

 

5- در حال زندگی کنید.

درصورتی که در حال زندگی کنید و تمام انرژی خویش را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد گردید. به دلیل آن که فردای شما محصول عملکرد درست امروز شما است. درصورتی که عمر خویش را در حسرت روز قبل با نگرانی فردا سپری کنید، لحظه ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا هم میباشد .

 

6- هیچگاه اجازه ندهید اشخاص منفی باف با عقیده های ناسالم خویش، ذهن شما را مسموم کنند.

چنانچه از درستی کاری که قصد انجام آنرا دارید، اطمینان حاصل کرده اید ، بدون فوت وقت آنرا به انجام برسانید و نگذارید کسی به اراده شما خللی وارد کند.

 

7- دست دادن خودرا محکمتر کنید.

به اصطلاح شل و وارفته دست ندهید، به خصوص اگر نظامی هستید، محکم و قوی دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه.

 

8- قابلیت های خویش را دست کم نگیرید.

استعدادهای خویش را باور داشته باشید و خاطرجمع باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت « اشرف مخلوقات» نامیده نشده و میتواند با اراده و پشتکار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد.

 

9- فهرستی از چیزهایی که در زندگی تان با آن ها کنار می آیید، تهیه کنید و بنویسید که چه طور میتوانید هر کدام را حذف نموده یا به حداقل برسانید.

 

10- نسبت به کودکان خود بی اندازه سختگیر نباشید و با تندخویی با آنان رفتار نکنید.

تلاش کنید بین خودتان و آنان روابط دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی که خطایی انجام می‌دهند ، با تذکرات به جا و دوستانه آنان را متنبه کنید.

 

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

اعتماد به نفس

 

11- بر احساس غم غلبه کنید.

چیره شدن بر افکار بد و احساس بدبختی، علاوه بر ساختن اعتماد به نفس به شما کمک می‌کند تا آن را به راحتی تبدیل به حسی قدرتمند کنید. معروف‌ترین قطعات موسیقی، بزرگ‌ترین آثار هنری و شاهکارهای جهان ادبیات به دست کسانی ساخته شده‌اند که عمق ناامیدی، باختن و تهی شدن از همه‌چیز را تجربه کرده و سپس این مفاهیم را شکست داده‌اند.


12- راهی که آغاز کرده‌اید را به پایان برسانید.

برای خودتان هدف مشخص کنید. راهی که بدون داشتن هدف مشخص آغاز شود، به قول قدیمی‌ترها به ترکستان ختم خواهد شد.

 

پس از مشخص شدن هدف، خودتان را مجبور به طی کردن مسیر منتهی به آن کنید. هنگامی که شما هدفی را برای خود تعیین کرده و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار می‌بندید، به صورتی ناخودآگاه قدم‌های محکمی در راستای ساختن اعتماد به نفس و افزایش اعتماد به نفس برداشته‌اید. این شیوه از شما فردی خستگی ناپذیر، قدرتمند و مسلط بر اوضاع پیرامون خود می‌سازد.


13- سعی نکنید با توسل جستن به کارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی کسب کنید.

به خود گوشزد کنید موفقیتی که در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است.

14- محیط کاری شما به مثابه یک دهکده کوچک است.

قطعاً هر حرف یا اظهارنظری که در مورد همکارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یک حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همکاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید.

15-  با ترس‌های خود مقابله کنید.

هیچ چیز مانند تسلیم شدن در برابر ترس‌ها نمی‌تواند اعتماد به نفس شما را نابود کند. همه‌ی ما در زمان‌های گوناگون ترس را احساس کرده‌ایم. ما به عنوان پیشرفته‌ترین مخلوقات جهان هستی می‌توانیم با تقویت نیروی شجاعت در برابر مشکلات بایستیم.

 

استفاده از سلاح شجاعت و روبرو شدن با ترس‌ها یکی از راه‌های اصلی و مهم ساختن اعتماد به نفس و قدرت بخشیدن به آن است. باید خودتان را از زندان تاریک‌ ترس‌ها رها کنید.


16- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد که باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور کنید.

مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب کنید.

17- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل کنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه کنید نه با دیگران.

18- به موفقیت‌های خود نگاهی بیندازید.

از موفقیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس عدم اعتماد به نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.


19- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف که متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم.

به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حرکت شما را کند کند.

20- بیاموزید که به خودتان انگیزه ببخشید.

همه‌ی ما لحظه‌های بدی را در زندگی‌مان تجربه کرده‌ایم. بارها سر و کله‌ی لحظه‌های پر از تردید، سردرگمی و پریشانی در زندگی تک‌تک ما پیدا شده و ما در زمان‌های این‌چنینی احساس شکست و بدبختی کرده‌ایم. ما باید بیاموزیم که در زمان بروز این احساسات منفی چگونه اعتماد به نفس از دست رفته‌مان را دوباره به دست آورده و از نو بسازیم.

 

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

اعتماد به نفس بالا

 

21-هر جایی از مسیر زندگی تان که هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و احتیاج به تغییر مسیر دارید، بعد از حصول اطمینان از درستی مسیر جدید، بدون تاسف و تامل از خویش انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید که باعث بهتر شدن نتیجه نهایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد.

 

22- نیروی نگاه خویش را تقویت نمایید.

اشخاص نظامی به خصوص آن هایی که در شغل فرماندهی بوده اند ناخودآگاه نیروی قدرتمندی دارند، درصورتی که میخواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید:« ساچمه ای سیاه را در وسط سینی بگذارید ، و تلاش کنید با نظر خویش از فاصله 2 متری آنرا حرکت دهید.»

 

23- فرزندان خویش را از کودکی به مستقل بودن ترغیب کنید و با دادن مسوولیت های مناسب با سن آنان، روحیه استقلال و اعتمادبه نفس آن ها را شکوفا سازید.

 

24- هرروز کاری انجام دهید که سبب خوشحالی درونی یا لبخندی بر لبتان شود.

 

25- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خویش مسلط باشید و قیافه انسان های شکست خورده را بخود نگیرید.

 

26- فریب ظاهر جذاب اشخاص را نخورید.

بسیاری از جذاب ترین افرادی را که در دنیای اطراف مان سراغ داریم از ضعف شدید اعتماد به نفس رنج می برند.

 

حتماً شما هم نام مرلین مونرو را شنیده یا دست کم یکی از عکسها و فیلم هایش را دیده اید. معروف است این هنرپیشه امریکایی که بعنوان یکی از زیباترین و جذاب ترین بازیگران سینما شناخته میشود ، از ضعف شدید اعتماد به نفس رنج می برده است. بارها از وی نقل شده که هیچگاه تصویری مثبت و احساسی خوب نسبت بخود نداشته است. وی همواره و به اشتباه به عواملی نادرست مثل تائید سایرین برای کسب کردن حس رضایت و تعیین ارزش خویش نیاز داشت.

 

27- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره سبب میشود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این بحران، برنامه روزانه ای برای خویش تهیه کنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و تلاش کنید در طی روز آن ها را به انجام برسانید.

 

28- مهمتر از همه نه گفتن را یاد بگیرید.

بسیاری از اشخاص، قدرت نه گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل هایی ایجاد کرده است . درصورتی که پیشنهاد یا درخواستی به شما میشود که میل ندارید آن را بپذیرید، با قاطعیّت ولی با احترام بگویید نه.

 

29-« همه چیز را همگان دانند»، درصورتی که این جمله زیبای سقراط را بخاطر داشته باشید، توقع بی اندازه از خودتان یا سایرین نخواهید داشت.

 

30- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیک و پسندیده ای است. ولی تواضع را با خوار و کوچک شمردن خویش اشتباه نگیرید و خویش را بی‌ارزش جلوه ندهید.

 

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

افزایش اعتماد به نفس

 

31- در به انجام رساندن کارهای مهم و کارهایی که جبران آن مشکل است، از تمرکز و توجه حواس بیشتری کمک بگیرید. باتوجه به این ضرب المثل« پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یک بار ببرید» در به انجام رساندن کارهایی که امکان تکرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی کارها توجه داشته باشید.

 

32- به سایرین و خودتان شانس جبران خطاها را بدهید. شاید یک آغاز جدید، زندگی جدیدی برایتان به ارمغان بیاورد.

 

33- کودکان خویش را پیش دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نکنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نکنید.

 

34- درصورتی که هر چه تلاش می کنید ولی به مقصدتان نمی رسید؟ اندکی تأمل کنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی بسوی شما باز شود.

 

35- برای کم کردن ضریب خطاهای خویش در محیط کار، استانداردهای کاریتان را رعایت کنید.

 

36- لیستی از مواردی که در زندگیتان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه کنید و با بررسی دلایل بوجود آمدن آن ها به مقابله با آنان بپردازید.

 

37- دربرابر اشخاص پیر و مسن بیش تر حس مسوولیت کنید، یادتان باشد آنان زودرنج و شکننده هستند و نباید با خشونت و بداخلاقی از رفتارهایی که شاید در سن و سال آن ها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آن ها را از بین ببرید.

 

38- هنگامی که که مسئولیتی را به عهده کودکان خویش می گذارید، از دور آن ها را کنترل کنید و طوری کمک شان کنید که خویش را ضعیف حس نکنند.

 

39- هنگامی که در جمع دوستان قرار دارید، تلاش کنید به همه توجه نشان دهید و تنها یک یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید.

 

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

راه های افزایش اعتماد به نفس

 

40- هنگامی که در یک مجموعه کار می کنید، تنها مهم نیست که خودتان خوب و بی عیب باشید. در نظر داشته باشید حتی درصورتی که یک نفر هم در جمع درست کار نکند، باز نتیجه کاملاً مطلوب حاصل نمی شود. بنابراین برای حصول به نتیجه دلخواه، در حرکت های جمعی به اشخاص ضعیف بیش تر توجه کنید و با همسو کردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین کنید.

 

41- درصورتی که در معاشرین شما کسی وجود دارد که با روحیه شما سازگار نیست و یا با هم تفاهم ندارید، با کم کردن تدریجی ارتباط خویش با آن فرد، وی را از دایره رفت و آمدهای خویش حذف کنید.

 

42- بهترینِ خودتان باشید.

هنگامی که که تمام سعی تان را برای به کاربستن روش ها و رسیدن به هدف هایتان بکار می بندید، علاوه بر به دست آوردن نتیجه ی مناسب، احساسی فوق العاده نسبت به خودتان پیدا می کنید. یکی از راه‌های ساختن اعتماد به نفس سعی برای بهترین بودن است.

 

به کار بردن تمام توانایی و اطلاعات در راستای رسیدن به مقصود به شما کمک میکند تا علاوه بر کسب نتیجه دلخواه ، اعتماد به نفسی دوچندان را بدست بیاورید. این حس موثر به شما امکان میدهد تا از ریسک کردن نترسید و به سادگی پای خویش را از منطقه ی امن عادت ها ( Comfort Zone) بالاتر قرار دهید.

 

43- به سایرین کمک کنید تا خصوصیت های شایسته خویش را آشکار کنند.

 

44- درصورتی که اطرافیان شما همه تلاش خویش را انجام داده اند، ولی نتوانسته اند از عهده مسئولیتی که شما به آن ها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بی فایده تلقی کنند و با تشکر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت کنید.

 

45- در گردهم آیی های خودمانی چنانچه کسی در خصوص موضوعی اظهار نظر کرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده وی را خجالت زده نکنید، به یاد داشته باشید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است.

 

46- انتخاب های خویش را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا.

 

47- فکر نکنید مدام نرمش و مهربانی مشکل گشا است. بر عکس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیّت روی خواسته خویش اصرار کنید تا به شما ظلم نشود.

 

48- در جمع بودن را تمرین کنید.

به فعالیت هایی ملحق گردید که همواره در رابطه با دیگران باشید، مثل:باشگاه، کلاسهای ورزشی، انجمن های دانشجویی و کلوپ های تفریحی، در این محیط ها همواره باید اجتماعی بوده و با مردم معاشرت کنید. بعد از چند وقتی خواهید دید رابطه با سایرین برایتان معمولی و راحت میشود .

 

49- هنگامی که عصبانی هستید، در خصوص هیچ کس و هیچ چیز تصمیم نگیرید.

 

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

بالا بردن اعتماد به نفس

 

50- اگر برای حل معضلی که پیشرو دارید، همه سعی خویش را انجام دادید و کار دیگری از دستتان برنیامد، تا حصول نتیجه صبور باشید و برای بهتر کردن شرایط با اقدامات زائد و غیرضروری، ارامش موجود را به هم نزنید.

 

51- مدافع حق خویش و خانواده تان باشید. به واسطه خجالت یا ترس یا عدم اگاهی، از چیزی که حق شماست، به سادگی نگذرید. اگر با افراد حقوقی دچار مشکل هستید که راهکاری به ذهنتان نمی رسد، از وکلای باتجربه و زبده کمک بگیرید تا در به کاربستن کارها بصورت اصولی و قوانینی به شما کمک کنند.

 

52- دوست های واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آن ها را حفظ کنید و به علت کدورت های بی اهمیت و بی‌ارزش رابطه خویش را با آن ها قطع نکنید.

 

53- بهانه تراشی نکنید.

شایع ترین بهانه ای که میتواند دربرابر هر تغییر مثبتی آورده شود، این هست که من ذاتاً اینگونه هستم یا من اینگونه بزرگ شده ام، خیر، بهانه شما پذیرفته نیست.

 

54- برای دوستانی که بیش از سایرین به شما کمک می کنند، تا معایب و کاستی های خویش را جبران کنید ارزش ویژه ای قائل باشید.

 

55- سر خویش را بالا نگه دارید.

این کار سبب میشود جریان خون از قلب به مغز( خون شریانی) و از مغز به قلب خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راه‌های هوایی مانند نای، نایژه ها، حلق وبینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و نفس کشیدن، راحت تر شود، میزان دید بیش تر شود، به برازندگی ظاهری فرد مدد کند و از تمامی مهمتر ، اعتماد به نفس فرد را زیاد میکند .

 

56- گاهی بردباری فشار روحی حاصله از کارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی کنید و با پایان رساندن اینگونه کارها بخود ارامش هدیه کنید.

 

57- اگر بخشی از کارهای شما باید توسط فردی یا دوستی انجام شود که تنها وی شخصاً قادر به انجامش است، ولی بی خیال یا پرمشغله است، درخواست خود را در موارد مناسب با ارامش و متانت مکرراً به وی تداعی کنید و این تداعی را آن قدر تکرار کنید تا به نتیجه ای که میخواهید برسید.

 

58- سرعت راه رفتن خویش را بیش تر کنید.

کسی که اعتماد به نفس دارد گام های محکم بر می دارد و هدفمند راه میرود. قدرتمند، قوی و پر انرژی باشید.

 

59- درصورتی که در معاشرت های خویش مرتباً شکست می خورید و دنبال شیوه کم خرج و قابل انجام هستید، راستگویی و روراستی، ملاطفت و آمرزش را دستور کار خویش بگذارید .

 

60- به خوبی از خویش نگهداری کنید.

زمانی که شما از تناسب جامع برخوردار باشید و از نظر جسمی در وضعیتی تندرستی به سر ببرید، بیش ترین مدد را به احداث کرد اعتماد به نفس در وجود خودتان نموده اید . اگرچه قبل از این گفتیم که ظاهر مطلوب تنها نمی تواند به مدارا کردن و اقتدار عطا کردن به اعتماد به نفس موثر باشد، ولی اگر این ویژگی در کنار دیگر مایحتاج مدارا کردن اعتماد به نفس قرار بگیرد میتواند با قدرتی زیاد موثر و کارامد واقع شود.

 

قرار نیست ظاهر عالی و آراسته ی شما با ویژگیهای ظاهری سایرین قیاس شود. این ویژگی باید به شما ارامش داده و در شما یک حال عالی به وجود آورد . تمامی ی اشخاص اگر در تندرستی جامع بوده و از تناسب جثه برخوردار باشند زیبا و جذاب بنظر می رسند.

 

گردآوری: بخش روانشناسی بیتوته


شده از خودتان بپرسید که چرا بی دلیل سر همسر یا پارتنرم داد زدم؟ چرا نمی توانم واکنش هایم را کنترل کنم؟ آیا تا به حال بعد از گذشت ساعتی از بحث و جدل با همسرتان، از رفتار خود پشیمان شده اید؟
خودشناسی در روابط عاطفی کمک می کند تله ها یا طرحواره ها را مدیریت کنید. مقابله با تله های روانی نیازمند مجهز بودن به ابزار خودشناسی است. ما باید نسبت به رفتارهایتان آگاهی داشته باشیم. این طوری راحت تر می توانیم دخالت تله بر تصمیمات و احساساتمان را کنترل کنیم.

خودشناسی در روابط عاطفی

 

1- خودشناسی و تله های روابط عاطفی

خودشناسی در بسیاری از زمینه های اجتماعی و کاری نقش مهمی دارد. خودشناسی در روابط عاطفی می تواند روابط ما را از بسیاری اختلافات و برخوردهای اشتباه دور کند. باید بتوانید به این خودشناسی برسید. برای اینکه بتوانید کنترل زندگی تان را در دست بگیرید. برای رسیدن به خواسته ها و آینده ی دلخواهتان.

تنها زمانی می توانید بگویید به خودشناسی رسیده اید که: بدانید هر کدام از عکس العمل ها و رفتارهایتان برای چه منظوریست و میخواهند شما را به کجا ببرند. زمانی که درک درستی از شخصیت خود و عکس العمل هایتان پیدا کنید. خودشناسی نه تنها کنترل شما بر دنیای بیرون را بیشتر میکند. بلکه کمک می کند بر درون خود هم مسلط باشید. ولی تا وقتی که خودتان را نشناسید، نمیتوانید زندگیتان را به شیوه مطلوب خود تغییر دهید. با خودشناسی، زندگی را به سمت هدفتان هدایت کنید!

خودشناسی و مدیریت جمع

مثال

فرض کنید مدیر یک شرکت هستید. شما مسئولیت اداره ی افراد دیگر را بر عهده دارید. برای انجام مسئولیت خود، باید به سطح مناسبی از خودشناسی رسیده باشید. زیرا یک مدیر خوب، اولاً باید از لحاظ شخصیتی قوی و قابل اعتماد باشد. ثانیاً باید توانایی رهبری دیگران به سمت هدف مورد نظر را داشته باشد. مدیری که به واسطه خودشناسی نقاط ضعف و قدرت خود را بداند، درک درستی از داشته هایش خواهد داشت. در نتیجه می داند که برای هدایت تیم به سمت هدف، به چه چیز هایی نیاز دارد یا ندارد.

حالا خودتان را مدیر یک رابطه عاطفی تصور کنید. یک رابطه عاطفی نیز نیازمند مدیریت است؛ هم مدیریت فردی و هم مدیریت جمعی. زیرا من با خودشناسی توانایی مدیریت رابطه خود با شریک عاطفی ام را دارم.

خودتان را مدیر یک رابطه عاطفی تصور کنید

من مدیر یک رابطه عاطفی هستم!

گفتیم که قدم اول در مدیریت رابطه، مدیریت خود است. تا زمانیکه به خودشناسی نرسیده و بر درون خود  مسلط نباشیم، کنترل شرایط بیرون بعید است. بدون شناخت خود، چگونه به شریک عاطفی تان احساس امنیت و اعتماد  میدهید؟ زمانی که به رفتارهایتان آگاه نباشید، همه چیز خارج از کنترلتان است. شاید بارها شده که از خودتان پرسیده اید: چرا بی دلیل با او دعوا کردم و سرش داد زدم؟ چرا نمی توانم عکس العمل هایم را کنترل کنم؟ احساس می کنم هیچ چیز تحت کنترلم نیست!

جواب این است: شما به خودتان آگاه نیستید. تله های روانی خود را نمی شناسید. درنتیجه نمیدانید که قرار گرفتن در چه موقعیت هایی باعث فعال شدن تله های روانی می شود. بنابراین ناآگاهانه وارد شرایطی می شوید که باید از آن فاصله بگیرید.

تله های روابط عاطفی

مبتلایان به تله های روانی خودشان را در دام روابط عاطفی اشتباه می اندازند. ناخودآگاهِ آنها به سمت آزردگی و آسیب دیدن کشش دارد. زیرا در کودکی این حس را تجربه کرده اند. آنها سراغ روابطی می روند که حس آشنای کودکی را برایشان زنده کند.

زمانی که شما به خودشناسی برسید، میدانید که وجود تله های درونی، مستعد قرار گرفتن در روابط ناسالم است. آن وقت می توانید کنترل را بدست بگیرید و از این روابط دوری کنید. از افرادی که میخواهند ترکتان کنند دوری کنید. درنتیجه فرصت شکل گرفتن روابط سالم تر را به خودتان بدهید.

2- من چگونه به تله های روانی ام عکس العمل نشان می دهم؟

انسان واکنش های مختلفی نشان می دهد تا پذیرش تله های عاطفی خود را آسان تر کند. این عکس العمل ها یکی از سه حالت اصلی زیر هستند:

تسلیم می شوم

در حالت اول من تسلیم می شوم. من می پذیرم که این تله و مشکلات بخشی از زندگی و سرنوشت من هستند. بنابراین هیچ تلاشی برای تغییر اوضاع نمیکنم.

تسلیم در برابر تله های روابط عاطفی
فرار می کنم

در حالت دوم من تله های درونم را نمی بینم. در واقع چشمم را روی تصمیمات و عکس العمل های تله می بندم.

فرار از تله های عاطفی خود
حمله می کنم

در حالت سوم من به تله ها حمله میکنم. دقیقا کارهایی را انجام میدهم که برعکس رفتارهای تله من باشد. با این کار میخواهم تله را پنهان کنم.

هیچ کدام از این رفتارها کمکی به رفع تله های زندگی ما نمی کند. زیرا در حالت حمله ما عملاً تله را انکار می کنیم. در حالت فرار اصلا تله را نمی بینیم. و در حالت تسلیم فقط آن را میپذیریم، بدون اینکه تلاشی برای رفعش کنیم. با این حال شاید بتوان گفت حالت تسلیم، نزدیک ترین حالت به درمان است. زیرا حداقل تله را دیده ایم و آن را پذیرفته ایم.

در واقع در حالت تسلیم ما به درجاتی از خودشناسی رسیده ایم. اما یاد نگرفته ایم که از این خودشناسی به عنوان ابزاری برای کمک به روابط عاطفی مان استفاده کنیم. کمک کردن به افرادی که تسلیم شده اند، کمی راحت تر است. زیرا دیگر نیازی نیست که مشکل را به آنها شرح دهیم و کمک کنیم آن را بپذیرند. آنها پیشتر خودشناسی پیدا کرده اند. از این مرحله گذشته و تنها نیاز به کسی دارند که در حل مسئله کمکشان کند.

3- افراد مبتلا به تله باید ابتدا در روابط عاطفی شان به خودشناسی برسند

حال به شرح این سه حالت و رابطه ی آنها با خودشناسی خواهیم پرداخت:

3-1- تسلیم

در این حالت من پذیرفته ام که شرایط زندگی من به این شکل است و تغییری در آن ایجاد نخواهد شد. یعنی من قبول دارم که تمام حس و حال کودکی را با خودم به این سن آورده ام. در کودکی من چه اتفاقی افتاده؟ تحقیر شده ام. مسخره شده ام. سرکوب شده ام و …  و الان چطور؟ الان هم دقیقاً رفتارهایی را نشان میدهم که من را به همان شرایط برگردانند. من ترجیح می دهم صد درصد تسلیم باشم. زیرا اینطوری میتوانم تله را مقصر تمام مشکلاتم بدانم.

زن خجالتی و بهم ریخته
زندگی من از نگاه دیگران اینگونه است:
  • دوستان و نامزد یا همسرم تحقیرم می کنند. ولی من همچنان رابطه ام را با آنها ادامه می دهم. زیرا تله ی درونم از این رفتارها تغذیه می کند.
  • خجالتی و بی دست و پا به نظر می رسم.
  • همواه درحال مقایسه کردن خودم با دیگران هستم.
  • همیشه از دیگران عذرخواهی می کنم.
  • همیشه در جمع دیگران احساس حقارت می کنم و فکر می کنم از بقیه کمترم.

می بینیم که در حالت تسلیم، شخص به خودشناسی رسیده. ولی منفعل است و تلاشی در راه رفع مشکلاتش نمی کند. یعنی او میداند که دلیل ناراحتی های ناگهانی و بی دلیلش چیست. می داند چرا سمت افرادی می رود که به این ناراحتی ها دامن می زنند. اما از پیدا کردن راه درمان فرار می کند. این شخص آموخته که راه های کمک به خودش را نبیند. او همواره در حالت درماندگی و سرزنش کردن گذشته باقی میماند.

3-2- فرار

من در حالت تسلیم قبول می کردم که این تله جزیی از سرنوشتم است. بنابراین ناخوداگاه با انتخاب همسر و دوست نامناسب کاری می کردم که دوباره در همان شرایط کودکی زندگی کنم. در این حالت من برعکس حالت قبل رفتار میکنم. از پذیرفتن تله های روانی ام فرار می کنم. در این حالت از هر چیزی که مرا به یاد دوران کودکی ام بیاندازد، فرار می کنم.

مثلاً کسی که در کودکی محبتی ندیده و دچار صمیمیت گریزی شده است. او زمانیکه روابطش به صمیمیت و عمق بیشتری میرسند فرار میکند و می رود. آیا علت این فرار را می داند؟ فرار کردن روش دفاعی او برای جلوگیری از یادآوری تجربیات تلخ کودکیست.
کسی که دچار تله رهاشدگی است، فکر میکند اگر با کسی صمیمی شود، متوجه درون شکننده اش خواهند شد. نگران است که دوباره آن شرم و خشم و اضطراب ناشی از بی ارزش بودن را تجربه کند. بنابراین فرار می کند.

ٌصمیمیت گریزی و ارتباط آن با تله های روانی

اما فرار راه حل نیست. زیرا کسی که بیشتر از هرکسی آزارم می دهد، خودم هستم و هرگز نمی توانم از خودم فرار کنم.

افراد مبتلا به تله های روانی از خودشناسی می گریزند. آنها ترجیح میدهند ساعت ها به کارهای پوچ و بی هدف بپردازند ولی مجبور نباشند تنها بمانند و به دلیل رفتارهایشان فکر کنند. مثلاً عادت به مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر دارند. همچنین روابط عاطفی این افراد، اغلب کوتاه و سطحی و صرفاً برای خوشگذرانی است. زیرا صمیمیت برای آنها خط قرمز محسوب می شود.

3-3- حمله

در این حالت من تمام تلاشم را می کنم تا به دیگران و خودم ثابت کنم که برعکس چیزی هستم که در اعماق وجودم حس میکنم. در واقع من با رفتار دوگانه ام دیگران را به این باور می رسانم که نقص و مشکلی ندارم.
مثلا فردی که احساس بی ارزشی می کند. برای اینکه به خود و دیگران ثابت کند با ارزش است، به شکل افراطی شروع به درس خواندن می کند.  باشگاه می رود. زحمت میکشد تا به موقعیت های اجتماعی بالا برسد. حالا شاید در نهایت با این کارها بتواند به دیگران بفهماند که انسان قدرتمندی است و تحسین شود. ولی صدایی که از درونش می گوید “تو بی ارزشی” را هیچوقت نمیتواند ساکت کند.

همچنین، همین که کسی ایرادی از او میگیرد، فوراً بهم میریزد. زیرا باز هم از درون شروع به قضاوت خودش می کند که: “اگر واقعاً قدرتمندی، چرا این حرف رو بهت زد؟” . برای همین هیچوقت با خودش در صلح نیست و همواره درحال اثبات کردن خودش به خودش است.

مرد موفق ناراحت

ولی تا زمانی که نتوانیم نقص هایمان را بپذیریم و با آنها رو به رو شویم، نمی توانیم تغییر کنیم و به آرامش برسیم. خودشناسی به ما کمک می کند تا با شناخت نقص ها و ایرادهای خود، در بهترین حالت ممکن وارد رابطه شویم.

مثال آدم هایی که روش حمله را پیش میگیرند دقیقا مانند شیشه نشکن است. این شیشه ها در مقابل چند ضربه ی اول نمی شکنند. ولی زمانی که آستانه ی تحملشان تمام شود، به هزاران تکه تبدیل می شوند.

مثال

زوجی را با تله های یکسان در نظر بگیرید. آنها عکس العمل های متفاوتی را در مقابل تله شان اتخاذ کرده اند. زن و شوهری که دچار تله ی بی ارزشی هستند. هر دو از درون احساس بی ارزشی می کنند. خانم از شیوه تسلیم استفاده کرده و پذیرفته که بی ارزش است و به درد هیچ کاری نمی خورد. ولی آقا شیوه حمله را انتخاب کرده و برای پنهان کردن احساس بی ارزشی اش، درس خوانده و مقام بالایی بدست آورده است.

علت اینکه یکدیگر را انتخاب کرده اند هم همین است. زیرا خانم برای بازسازی شرایط کودکی اش میل به تحقیر شدن و آقا میل به تحقیر کردن دارد. شاید این دو از بیرون بسیار متفاوت به نظر برسند. ولی در واقع هر دو دارند تجربه ی روانی و رنج یکسانی را از سر میگذرانند. رنج بی ارزش بودن.

حرف آخر

دیدیم که افراد واکنش های متفاوتی نسبت به تله هایشان دارند. ولی در نهایت همه در حال فرار کردن از یک حقیقت هستند؛ حقیقت خودشان. از خودشان فرار می کنند. از روبه رو شدن با آنچه درونشان می گذرد. از دیدن ضعف هایشان فرار می کنند. زیرا تغییر کردن بسیار سخت تر از درجا زدن و سرزنش کردن گذشته است.

بنابراین خود شناسی در روابط عاطفی می تواند به کنترل تله های روابط عاطفی ما کمک کند.

منبع


عزت نفس یا حرمت نفس (به انگلیسی: Self-esteem)، اصطلاحی در روانشناسی است که بازتاب ارزیابی یا برآورد یک فرد از ارزشهای خود می‌باشد.

عزت نفس، باور و اعتقادی است که فرد، درباره? ارزش و اهمیت خود دارد. حرمت نفس را می‌توان با عوامل مختلف توضیح داد از جمله فردی که حرمت نفس دارد معتقد است که انسان مقدّس است و به دلیل این مقدّس بودن نمی‌توان او را قربانی اعتقادهای دیگران کرد، عامل بعد اینکه همه? انسان‌ها با هم متفاوتند؛ یعنی بین افراد مختلف با نژادها و قومیت‌های مختلف هیچ فرقی وجود ندارد و همین‌طور انسان‌ها با هم برابرند، عامل دیگر خود دوستی و احساس رضایت داشتن از آنچه که هستم و هرچه که هستم و همین‌طور نداشتن شرم و خجالت از وجود خود است. اصولاً می‌توان حرمت نفس را در امور مختلف زندگی شرح داد. افرادی که دارای حرمت نفس پایین هستند در زندگی خود با مشکلات فراوان روبرو می‌شوند.[1] به باورکارل راجرز تمامی انسان‌ها به حرمت نفس و عزت نفس نیازمندند. در درجه? نخست، عزت نفس نشان دهنده? احترامی است که دیگران برای ما قائل‌اند. هنگامی که پدر و مادر به فرزندان خود، توجه مثبت غیر شرطی نشان می‌دهند و آن‌ها را جدای از رفتارهایشان به عنوان انسان‌هایی که از شایستگی‌های درونی برخوردارند می‌پذیرند، در اصل به رشد عزت نفس آن‌ها کمک می‌کنند. اما هنگامی که والدین به کودکان توجه مثبت شرطی نشان داده و در واقع هنگامی آن‌ها را می‌پذیرند که به شیوه? مورد نظر و مطلوب رفتار می‌کنند، کودکان درشرایط ارزشی قرار می‌گیرند و گمان می‌کنند که فقط هنگامی شایستگی دارند که مطابق با خواست والدین رفتار کنند.

عزت نفس یکی از عوامل تعیین کننده رفتار در انسان به شمار می­‌رود در حقیقت برداشت و قضاوتی که افراد از خود دارند تعیین کننده چگونگی برخورد آن‌ها با مسائل مختلف است. فردی که عزت نفس پایین دارد و برای خود ارزش و احترامی قایل نیست ممکن است دچار انزوا، گوشه­‌گیری و یا پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی شود. عزت نفس را می‌­توان مجموعه­‌ای از افکار، احساسات، عواطف و تجربه‌­ها تصور کرد که در فرآیند زندگی اجتماعی شکل می‌­گیرند. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه‌­ای که فرد از خود دارد، باعث می­‌شود که نسبت به خود احساس خوشایند، ارزشمند بودن یا برعکس آن را داشته باشد.

برای آنکه هر شخص توان بالقوه ی منحصر به فردی دارد، کودکانی که به شرایط ارزشی دچار می‌گردند، تا اندازه‌ای در درون خویش احساس ناامیدی می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند کاملاً مطابق با خواست دیگران عمل کنند، و با خود نیز روراست باشند. اما، این به این معنا نیست که ابراز خود ناگزیر به تعارض منجر می‌گردد. به باور کارل راجرز هنگامی که در تلاش برای رسیدن به توان بالقوه? خویش، دچار ناکامی می‌گردیم، به دیگران آسیب می‌زنیم یا به شیوه‌های ضد اجتماعی رفتار می‌نماییم. اگر پدر و مادر و دیگران تفاوت‌هایمان را دوست بدارند و آن‌ها را تحمل نمایند ما نیز آن تفاوت‌ها را دوست خواهیم داشت. حتی اگر ترجیحات، توانایی‌ها و ارزش‌هایمان با یکدیگر متفاوت باشد. اما در بعضی از خانواده‌ها کودکان می‌آموزند که داشتن برخی باورها به ویژه در مورد موضوعات جنسی، سیاسی و مذهبی زشت است. از این رو هنگامی که می‌فهمند مورد تأیید والدین و بزرگ‌ترها نیستند، خود را شخصی نافرمان می‌بینند؛ و به احساس‌هایی چون حماقت و شیطنت دچار می‌شوند؛ بنابراین اگر بخواهند خودپنداره و عزت نفس سازگاری داشته باشند باید احساس‌های خویش را انکار و بخشی از وجود خود را پنهان نمایند. بدین ترتیب خودپنداره? آن‌ها تحریف می‌گردد. بنابه گفته راجرز آگاهی از وجود احساس‌ها و تمایلات ناسازگار با خود پنداره? تحریف شده موجب اضطراب می‌گردد و چون اضطراب ناخوشایند می‌باشد شخص تلاش می‌کند تا وجود احساس‌ها و تمایلات واقعی و اصیل خویش را انکار کند. به باور راجرز مسیر خود شکوفایی به روراست بودن با احساس‌های واقعی، پذیرفتن و عمل نمودن به آن‌ها نیاز دارد و این هدف اصلی روش روان درمانی راجرز یعنی درمان مراجع محور است. او معتقد بود که ما در باره? اینکه چه کسی می‌توانیم باشیم، تصورات ذهنی داریم. این تصورات که خود آرمانی نام دارد مارا برمی‌انگیزد تا تفاوت بین خودپنداره و خود آرمانی را کاهش دهیم.[2]

ریشه‌یابی عزت نفس پایین و دلایل روانشناسان

زدن کودک به او می‌آموزد که نسبت به خود احساس بدی داشته و عزت نفس‌اش را برای همیشه از دست بدهد. زدن کودک به بهانه تنبیه باعث می‌شود که او احساس عجز و ناامیدی کرده و به‌مرور افسرده شود و این در حالی است که «عزت نفس پائین» نیز می‌تواند تا آخر عمر همراه این کودک بماند. ازاین‌رو اگر از کودک اشتباهی سر زد باید در وهله اول حتی ادای کتک زدن را نیز نمایش نداد، چراکه می‌تواند مانند ضربه‌هایی روح او را برای همیشه زخمی‌کند. همچنین کودکان در صورت کتک خوردن کنترل درون خود را ازدست‌داده و همیشه برای تشخیص درست از غلط چشمشان به تصمیم دیگران خواهد بود.[3]

کودک انسانی در 36 ماه اول زندگی به دنبال یک پرسش اساسی است. آیا من خوب هستم یا بد؟ والدینی که تحت عنوان تربیت از روشهایی مثل تنبیه فیزیکی، تحقیر، مقایسه و … استفاده می‌کنند؛ در واقع کودک را به این نتیجه ذهنی و با تکرار این رفتارها به این باور می‌رسانند که "من بد هستم و هر چیز مرتبط با من بد است!". این باور می‌تواند بقدری گسترش یافته و قوت بگیرد که کودک تا پایان عمر نام خود، قیافه و هیکل خود، حرف زدن خود، لباس پوشیدن خود، افکار، احساسات و عملکرد خود و اصولاً هر چیز مربوط به خود را بد، نامناسب، ناکافی و ناشایست بداند. این افراد گاه حتی نادانسته از خود بیزار و متنفرند.

ناتانیل براندن (Nathaniel Branden) یکی از معروف‌ترین روانشناسانی است که در زمینه عزت نفس مطالعه کرده است، خودپذیری را یکی از عوامل مهم در افزایش عزت نفس می‌داند.یعنی به جای اینکه شخص خودش را تحقیر کند، احساسات و افکار و رفتارش را بپذیرید و خودش را دوست داشته باشد. و عامل دوم را داشتن زندگی آگاهانه دانسته است به این معنی که هر آنچه وجود دارد را همان گونه که هست بپذیریم. قبول کنیم که ما نقاط قوت و ضعفی داریم. در زندگی امکاناتی داریم و مشکلاتی هم وجود دارد[4]